گفتاری در خصوص سیاست با زبان اقتصاد در خصوص طرح تحول اقتصادی و هدفمند کردن یارانه ها
هدفمند کردن یارانه ها بحث اصلی اقتصادی کشور بوده اما با حرف و حدیثها و ابهامات فراوانی در غالب بخشهای آن مواجه شده که گاهاً احتمال تحقق آن را زیر سؤال می برد.
طرح تحول اقتصادی با محوریت اصلاح یارانه ها چندیست که نقل صحبت هر کوچه و بازاری گردیده است. این لایحه که از سوی دولت به مجلس فرستاده شده و گفته شده کار کارشناسی بسیاری بر آن صورت پذیرفته است هم اکنون در مجلس مراحل کارشناسی و تصویب نمایندگان را سپری می کند.
این طرح که مدافعان قدرتمندی از مدافعین دولت در مجلس همچنین افرادی چون احمد توکلی ، حجت الاسلام مصباحی مقدم و ... آن را همراهی میکنند قرار است با هدفمند کردن یارانه ها بالاخص در خصوص سوخت ظرف مدت نزدیک به 5 سال اقتصاد ایران را با قیمتهای جهانی بسیاری از محصولات بالاخص سوخت وفق دهد.
مدافعان این طرح منطبق بودن اهداف با برنامه پنج ساله چهارم ، بالابودن حجم قاچاق ، عدم تطابق تولید داخل با شرایط روز

اقتصاد جهانی ، به هدر رفتن ثروتهای ملی ، تقسیم ناعادلانه یارانه ها و ... را دلیل تصویب، و پرداخت یارانه نقدی به چند دهک را دلیلی بر حمایت از اقشار کم درآمد معرفی کرده و مخالفین آن عدم انطباق این طرح با شرایط واقعی اقتصاد ایران ، شرایط واحدهای تولیدی ، حجم بالای بیکاری و تورم ، روند کاهشی رشد اقتصادی کشور همچنین شک تورمی شدیدی را که بر پیکره اقتصاد به دلیل افزایش هزینه تولید و تزریق بیشتر نقدینگی وارد خواهد آمد را از دلایل مخالفت با این مطرح کرده اند.
اگر به سالهای گذشته و روزهای روی کار آمدن مجلس پیشین نظری بیفکنیم خواهیم دید که آبادگران که در برخی گمانه زنی ها پدر ایدئولوژیک و پیشینه تاریخی دولت نهم در سیاست داخلی نام گرفته است به هر دلیل بر خلاف برنامه دولت آقای خاتمی و با عنوان طرح تثبیت قیمتها اقدام به تثبیت قیمت سوخت و برخی خدمات دولتی نمود که البته به کاهش اندک تورم نیز انجامید اما فریاد بسیاری از بخشهای واقعی اقتصاد بالاخص زیر مجموعه دولت به آسمان رفت.
احمد توکلی و غلامعلی حداد عادل از مبتکرین این طرح بودند. در آن زمان و در دولت آقای خاتمی برنامه بر آن بود تا ظرف مدت 5 سال قیمتهای حاملهای سوخت بالاخص بنزین به قیمت پایه این کالا بر عرشه کشتی (fob) سواحل خلیج فارس برسد. هم اکنون و پس از نزدیک به 6 سال این طرح توسط دولت آقای احمدی نژاد البته با بخشهای اضافی دیگری مجدداً به مجلس رفته و مورد استقبال بسیاری از مخالفین آن در زمان آقای خاتمی قرار گرفت. جای سؤال اینجاست که بالاخره واقعی شدن قیمت سوخت خوب است یا بد؟
همانگونه که ذکر شد در زمان دولت پیشین با رأی قاطع منتقدین دولت در مجلس چنین طرحی به تصویب نرسیده بلکه طرح تثبیت قیمتها اجرایی شد که به عقیده بسیاری از افراد این مطلب بیش از آنکه اقتصادی باشد سیاسی بود. عرف سیاسی ملت ایران همچون بسیاری از کشورهای جهان تغییر ذائقه سیاسی آنها پس از یک دوره زمانی است که بین 5 تا 8 سال به طول می انجامد. به عبارت ساده تر تغییر مدیریت بصورت دوره ای آغاز و نهایتاً با تغییر در رئیس جمهور پایان می پذیرد.
اگر به روند روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد نظری بیفکنیم شاهد این مسیر حرکت خواهیم بود. ابتدا آبادگران در

انتخابات شورای شهر به برتری رسیده و گروهی دیگر از همین طرز فکر اکثریت مجلس را به خود اختصاص داده و نهایتاً با یک فعالیت سیاسی گسترده یکی از همین افراد برخاسته از این طرز فکر رئیس جمهور شد.
اگر به تیترهای روزنامه ها و شرایط و گفتمان غالب جامعه بالاخص مناطق پر جمعیت که مرکزیت فکری مردم را تشکیل میدهد نظری بیفکنیم شاهد حرکت آرام جامعه به سوی تغییر طرز فکر سیاسی خواهیم بود. رویدادهای پس از انتخابات نیز یقیناً در این خصوص مؤثر بوده و تنها تنش را در این طرز فکر افزایش داده است. دلیل این مدعا تا چندی دیگر در انتخابات شورای شهر خودنمایی خواهد کرد. تکرار تاریخ نیازی به اثبات ندارد !. همگی گرایش چپ به راست را دیدیم و باز گرایش راست به چپ را نیز خواهیم دید.
اما سؤال اصلی: چه دلیل دارد در خصوص طرح تثبیت قیمتها تاریخ تکرار نشود؟ در صورت تصویب این طرح و اجرایی شدن آن در اولین مرحله برای سال آینده مجلس کمتر از دو سال دیگر تغییر خواهد کرد. اگر گروهی که زمام مجلس آینده را در دست خواهد داشت که ممکن است منتقدین دولت البته خارج از حکومت باشند آیا آنها از این طرح در جهت مقاصد سیاسی استفاده نخواهند کرد؟ در صورت وقوع این رویداد تنها کاری انجام خواهد شد که در دولت آقای خاتمی انجام شد و نتیجه هم داد ! سیاست ، اینگونه اقدامات مقطعی و یا بعبارت دیگر عقب نشینی های تاکتیکی را مجاز می داند یا خیر؟ هر چه تأثیر این طرح بر جامعه و بین اقشار مختلف آن بیشتر باشد احتمال عدم تحقق آن نیز در کنار میزان بهره برداریهای سیاسی نیز بیشتر خواهد بود.
با توجه به موارد فوق هیچ تضمینی برای اجرای طرح فوق برای تنها 2 یا حداکثر 3 سال نیز وجود خارجی نخواهد داشت.
و اما حرف آخر آنکه در 5 یا 6 سال پیش اگر به جای طرح تثبیت قیمتها روند 5 سال یکسان سازی ارزش حاملهای سوختی این طرح برای 10 سال به اجرا در می آمد و با توجه به روند افزایش شدید و سپس کاهش شدیدتر قیمت نفت در بازارهای جهانی هم اکنون هم قیمت سوخت واقعی شده بود و هم شاهد کاهش مجدد قیمت این کالای ارزشمند بودیم. امید است در آینده هر حزب و گروهی بر سر کار بیاید پس از منافع ملی به فکر منافع حزب یا گروه خود باشد و حداقل معیشت مردم را بازیچه نکند و از همه مهمتر به فکر روزی باشد که گروه و طرز تفکر خود مدیریت کشور را بدست میگیرد که آنوقت باز هم شاهد چنین طرحهایی خواهیم بود.
مطالب مندرج در این یادداشت لزوما مورد تایید پیمانه نمی باشد. پیمانه اعلام می دارد که بر مبنای سیاست خود مبنی بر ایجاد جریان آزاد اطلاعات اقدام به درج این مطلب نموده و در صورتی که هر شخص حقیقی یا حقوقی نسبت به این مطلب نقدی دارد پیمانه خود را پایبند به انتشار آن می داند.
http://www.peymane.ir/fa/pages/?cid=8629